كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

137

ده سفرنامه ( فارسى )

هندوستان بفرستيد با اين ترتيب معامله صورت منظم و قانونى انجام خواهد گرفت و به‌نظر من اجراى آن نيز با مشكلاتى مواجه نخواهد شد ، و چنانچه اعليحضرت مايل باشند در اين طرح از خدمات من استفاده نمايند قول مىدهم كه در اواسط يا اواخر ژانويه در بوشهر باشم و سپس به اتفاق هر كسى كه اعليحضرت تعيين نمودند به هندوستان بروم و علتى نمىبينم كه پس از شش ماه همراه مهمات و تجهيزات جنگى كه شما دستور خريد آنها را به نماينده خود يا من مىدهيد به بوشهر مراجعت ننمايم . شاه گفت « والله » نصيحت شما بسيار خوب است ! به مجردى كه رضا قلى خان را تنبيه و مجازات نمودم به بوشهر مراجعت خواهم كرد ميل دارم كه هرچه زودتر به من ملحق شويد و حالا در بندر ريگ وقت زياد تلف نكنيد و هرچه زودتر كار خود را سر و سامان بدهيد و شما هم به‌طور محرمانه مىتوانيد آنچه را كه در مورد بوشهر بين من و شما گذشته است به مهر على خان بگوئيد و من انتظار دارم كه او مساعدت‌هاى لازم و ضرورى را در اجراى اين طرح به من بنمايد . در اين لحظه « چاشت » شاه را آوردند من بپاخاستم كه از حضور او مرخص شوم ولى در ميان بهت و حيرت من گفت : شما براى مدت مديدى در ميان عربها زندگى كرده‌ايد و مىدانيد كه نان و نمك كسى را خوردن يعنى چه ! آيا مايل هستيد كه نان و نمك مرا بخوريد « بسم الله » « 9 » سپس اعليحضرت يك سيخ « كباب » و يك تكه نان به من تعارف كرد و پس از صرف ناهار اعليحضرت به من گفت حالا ديگر آسوده‌خاطر شدم طرح شما معقول و منطقى است اگر

--> ( 9 ) - يكى از خواص اين عمل اين است شخصى كه نان و نمك كسى را خورد تا آخر عمر بايستى از همه‌چيز صاحب نمك دفاع نمايد . « نويسنده » .